Textruta:

                                                                             

Textruta: جنبش زنان
Textruta: تا ریخ ثبت  ۱۷ــ ۰۹ ــ ٢۰۰۹
Textruta: انقلاب سوسیالیستی اولین انقلاب در تاریخ جهان است که پس از انکشاف سرمایه‌داری، بر مبنای آگاهی طبقه استثمار شونده نسبت به وضع خود و شناخت او از کلیات نظام آینده (دانش سوسیالیستی) و بدست طبقه استثمار شونده برای از بین بردن عدم تجانس رشد نیروهای مولده و مناسبات تولیدی انجام می‌گیرد و منجر به سیادت طبقه استثمار شونده می‌شود تا بتواند آن روابط تولیدی ‌(و اجتماعی) را که خواست طبقاتی او و ضرورت تاریخ است مستقر کند. اینها، این مشخصه‌های انقلاب سوسیالیستی، همه گویای آنند که ما با پدیده‌ای از همه جهت نوین ــ یک جهش کیفی در خود مفهوم انقلاب ــ روبرو هستیم. جهش دیالکتیکی، خود را در مفهوم انقلاب نیز نشان می‌دهد و چه چیزی طبیعی‌تر از این؛ پرولتاریا اولین طبقه تحت استثماری است که آگاهانه انقلاب می‌کند؛ که میداند که چه نمی‌خواهد و می‌داند که چه می‌خواهد. و از این جاست نقش عظیم و استثنائی آگاهی ــ علم ــ در انقلاب سوسیالیستی و از این جا است این حقیقت که بدون دخالت آگاهی سوسیالیستی، انقلاب سوسیالیستی بوقوع نخواهد پیوست."
Textruta: نـــقــد و نـــظــرات
Textruta: مسئله زن
طرح خطوط مقدماتی
دلیل عدم توجه جنبش چپ نسبت به مسئله زن را می‌توان در زمینه‌های متعدد جستجو کرد. اما، بی‌گمان مهمتر از همه، نحوه نگرش خود این جنبش از مسئله زن است که از مارکسیسم مبتذل و رایج در ایران، از فرهنگ عقب مانده حاکم بر جامعه، مایه می‌گیرد و در عمق خود، مردسالارانه و مذهبی است.
این مارکسیسم مبتذل وطنی، در شعار البته از وجود ستم مضاعف (ستم طبقاتی و ستم مردسالارانه) در جامعه نسبت به زنان، سخن می‌رود ولی در واقع، تکیه اصلی بروی یک جزء از ستم (ستم طبقاتی) گذاشته می‌شود و بر طرف کردن چزء دیگر این ستم مضاعف (ستم مرد سالاری) عملن به تحقق جامعه سوسیالیستی احاله می‌گردد. اگر سوسیالیسم اینان همین "سوسیالیسم واقعن موجود" باشد (که هست)، در این "سوسیالیسم" بطوری که به وضوع می‌بینیم، بجای متحقق کردن بشری‌ترین روابط موجود بین انسان‌ها ــ بین زن و مرد ــ عملن به ایجاد نظام سربازخانه‌ای همت گمارده می‌شود و در آن همگان ــ زن و مرد ــ در قید اسارت بسر می‌برند. باری، در چنین دیدگاهی مسئله زن حداکثر بعنوان جزئی از مبارزه طبقاتی قلمداد میشود. جزئی که همواره تابع کل مبارزه طبقاتی است و از قانونمندی‌های متصورن رابچ این "مبارزه طبقاتی" پیروی می‌کند در چنین دیدگاهی طرح خواسته‌های مربوط به جنبش زنان یا جنبش‌های دیگر تا آنجا حقانیت دارند که بر محور خواست طبقه کارگر سازماندهی شوند. اما، این "خواست" نیز چیزی جز درک محدود همین "نمایندگان طبقه کارگر" از مبارزات کارگران نیست. در نتیجه، طرح هر نوع حرکت یا خواستی که ظاهرن در جهت "منافع عالیه جنبش کارگری" نباشد، انحراف از جنبش طبقاتی شمرده می‌شود و مورد بی اعتنائی قرار می‌گیرد. سوسیالیسم در چنین دیدگاهی نه ناشی از فرآیند جنبش‌های عمومی ــ و در محور آن‌ها، جنبش کارگری ــ بلکه "تثبیت" "هژمونی نمایندگان برگزیده طبقه کارگر" بر کل جنبش سیاسی است در این دیدگاه، "هژمونی" از مضمون تاریخی، فرهنگی و اجتماعی خود تهی می‌شود و در شکل تحمیل این یا آن نظر، این یا آن مشی مشخص سیاسی، مانع از شکوفائی واقعی جنبش‌های سیاسی و اجتماعی می گردد. جای شگفتی نیست که "جنبش کارگری" مورد نظر این دید تقلیل گرایانه و شماتیک،از پشتیبانی جنبش زنان برخوردار نگردد و نتواند در جهت تغییرات رادیکال گام بردارد. البته این دید عامیانه و نازل از مارکسیسم که چیزی جز تئوریزه کردن تجدید تولید نظام و فرهنگ مردسالارانه نیست فقط به چپ ایران تعلق ندارد بلکه در جوامع پیسرفته نیز یافت می‌شود. با این تفاوت که وجود سنت‌های دمکراتیک در این جوامع، سابقه طولانی مبارزات زنان و دستاوردهای آنان .....، باعث می‌گردد که همین تئوری‌ها در رنگ و لعابی دمکراتیک‌تر عنوان شوند و از پشتیبانی فرهنگی غنی‌تری برخوردار باشند .
Rektangel med rundade hörn:  ادامه
Textruta:       نشریه رهائی زن

شیوه تولید آسیائی

Textruta: مقـــــــــالات
Textruta: بحران قدرت

اوضاع سیاسی ایران بعد از انقلاب
Textruta: بحران جدید سیاسی و اقتصادی رژیم

و

نقش نیروهای چپ

‌یادواره‌ی

رفیق فریدون ایل بیگی (بهرام)

۲۹ مهر ۱۳۹۹

۲۰ اکتبر ۲۰۲۰

بیست سال از درگذشت رفیق بهرام گذشت. در رثای رفیق از دست‌رفته فریدون ایل‌بیگی اصلی (بهرام) بسیار می‌توان و باید نوشت. از فرهیختگی او، از پاک‌باختگی وانسانیت‌اش، از تلاش بی‌وقفه‌اش در راه اعتلای آگاهی سیاسی و تاریخی در ایران و نیز از وارستگی وعزت‌نفس بلند او که زبان‌زد همه یاران‌اش بود، و نیز از ‌آن‌چه که می‌توان زندگی "خصوصی" او نامید.

 

 فریدون در ۲۲ شهریور ۱۳۷۹(۱۲ سپتامبر ۲۰۰۰) در شهر مونتروی فرانسه به زندگی خود خاتمه داد و همه‌ی نزدیکان و رفقای‌اش را در بُهت و ماتمی غریب و باورنکردنی به‌جا گذاشت. او در واپسین نامه‌ای که از خود بجا گذاشت آن‌ها را از برگزاری مراسم یادبود منع کرده و حتی خواسته بود که از بازنشر آثار او خودداری کنند. با این‌همه، گذشت زمان مانع از آن نشد که لحظه‌ای از یاد او غافل شویم و جای خالی او را در میان خود احساس نکنیم. او، با زندگی پرفراز و نشیب خود، با دانش گسترده، و با نگاه انتقادی‌ به وجوه گوناگون تحولات سیاسی، اجتماعی و تاریخی ایران، چراغ دل‌های همه‌ی ما بود.

 

زندگی خصوصی فریدون خود حدیثی است ویژه که به‌زحمت می‌توان آن ‌را از زندگی سیاسی وی جدا کرد. با کمی تأمل بر مسیر زندگی پر فراز و نشیب او می‌توان به‌راحتی دریافت که حیات سیاسی او چنان با زندگی خصوصی‌اش درهم‌آمیخته بود که پرداختن جداگانه به هریک محال می‌نماید.

 

کودکی فریدون در دامان خانواده‌ای زحمت‌کش و شریف گذشت و این تجربه از همان ابتدا مُهر خود را بر دریافت‌ها و رفتار اجتماعی او زد. او که فرزند بزرگ خانواده‌ای با هفت فرزند بود، در۱۷ مرداد ماه ۱۳۱۷ در بندر انزلی چشم به جهان گشود. دوران آموزش ابتدایی و نیمی از دوران متوسطه را در همان شهر گذراند و به‌رغم مشکلات مالی خانواده، با اتکا به عزم استوار خود برای ادامه‌ی تحصیل راهی تهران شد، از همان ابتدا با اجاره‌ی اتاقی در یکی از محروم‌ترین مناطق تهران، برای تأمین مخارج تحصیل خود به کارگری در یک کارگاه نجاری پرداخت و با تلاش موفق به گرفتن دیپلم از دارالفنون شد.

 

سال‌های تحصیل او در دارالفنون و اقامت او تهران مقارن بود با دوران پرالتهاب سیاسی دهه‌ی سی. جامعه‌ی سیاسی ایران درآن روزگار آرام آرام درتلاش برای باز سازی و مرمت مواضع از دست‌رفته‌ی خود در اثر کودتای ۲۸ مرداد علیه حکومت دکتر مصدق، به تحلیل علل کودتا و نقش بازیگران و عوامل پیروزی کودتاگران، به‌خصوص کنش‌های به‌غایت ارتجاعی حزب توده و نیز خیانت کاشانی علیه دکتر مصدق نشسته بود. این خود تاثیر عمیق و دوگانه‌ای بر زندگی فریدون نهاد: از ‌یک ‌سو باعث بالیدن انگیزه‌های مبارزه سیاسی، و از سوی دیگر سبب شناخت عمیق او از حزب توده، و ارزیابی ریشه‌ای مواضع و موانع تاریخی و ساختاری حزب و نیز روحانیت به‌رهبری آیت‌الله کاشانی شد.

 

فریدون پس از اخذ دیپلم دبیرستان به‌سربازی رفت و این دوره را با درجه‌ی ستوان سومی به پایان رساند و به‌رغم تشویق و ترغیب فرماندهانش جهت ادامه‌ی کار، با ارتش وداع کرد. سپس چند ماهی در جستجوی کار برای تأمین معاش خود و نیز کمک به خانواده‌اش، به همه جا سرکشید و توشه‌ای که از این جستجو نصیب او شد ذهنی جستجوگر، باز شدن چشمان، هم‌دلی و مشارکت در اعتراضات مردم علیه نظام حاکم بود. فریدون در سال ۱۳۳۹ دستگیر و چند ماهی راهی زندان شد. اما در این بین توانسته بود ضمن انتشار پاره‌ای از اشعارش در نشریات ادبی آن دوره، دفتر اشعارش را منتشر و با بسیاری از نام‌آوران عرصه‌ی شعر و ادب از جمله احمد شاملو و یدالله رویایی مراوده برقرار کند.

او پس از آزادی از زندان و چند ماه بیکاری در آزمون سازمان تأمین اجتماعی پذیرفته شد و به‌استخدام این سازمان درآمد و هم‌زمان با شرکت در کنکور سراسری و کسب رتبه‌ی اول در زبان فرانسه و هم‌چنین قبولی در رشته‌ی حقوق دانشگاه تهران در نهایت در این رشته به تحصیلات خود ادامه داد. فریدون در سال ۴۹ شمسی و در حالی‌که مدت کمی از تحصیل‌اش در دانشگاه تهران باقی مانده بود، راهی فرانسه شد ولی بعدها، در سال ۵۸، با گذراندن چند واحد درسی از دانشکده‌ی حقوق دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد. در این میان اما دوستی و رفاقت صمیمانه او با شاملو قبل از سفر به اروپا آن‌چنان عمیق شده بود که بیشتر اوقات فراغت خود را در دفتر مجله‌ی خوشه در زمان سردبیری شاملو و کمک به انتشار این هفته‌نامه می‌گذراند. حاصل این همکاری و رفاقت علاوه بر ترجمه‌های مستقل فریدون در «کتاب هفته» و نیز کتاب «تفنگ‌های ننه کارار» اثر برتولت برشت، ترجمه‌ی کتاب «سقراط مجروح» نوشته‌ی برتولت برشت و نیز ترجمه‌ی آزاد نمایشنامه‌ی «سی‌زیف و مرگ» اثر «اوبر مرل» با شاملو بود. علاوه براین، ده‌ها ترجمه از نویسندگان بنام همچون کامو، مایاکوفسکی، کارل مارکس و... از دیگر کارهای او در این دوره محسوب می‌شوند.

Textruta: دموکراسی

 

آنچه چپ باید بیاموزد و بیاموزاند :

 

    دموکراسی و سوسیالیسم 

Textruta:  اسلام و دین   
Textruta: چپ و اتحاد، صف مستقل و ...

 

در گیری های درونی اقلیت: 

 فاجعه استالینیسم

 

نقدی بر یک نمایش هولناک

از" کار" ۵۹ اکثریت تا " کار "۱۰۹ اقلیت

کردستان و دانشگاه

حمله ارتجاع و اوجگیری مقاومت

   سخنی با مجاهدین

 

 نگاهی اجمالی به مقاله ”هشداری چپ روی و چپ نمائی ...“

 

 ارومیه: 

نظری به اوضاع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی     

Textruta: نقد مجاهدین 
Textruta: ۱۷ اسفند (۸ مارس) روز جهانی زنان را گرامی داریم
اسفند ۱٣۵۹ 
Textruta: نقد فدائیان

رستگرانی و فاشیسم در آمریکا

برسی علل و ریشه ها

انقلاب سیاسی و وظایف کمونیست ها

طرح مسئله

اشتعال شراره های انقلاب ایران در منطقه

 کمیسیون سه جانبه

             نهاد برنامه ریز امپریالیسم

قلب جهان بی قلب بر بوته نقد

مصاحبه با یک توپامارو

درباره  وضعیت سیاسی کنونی

بحران بانک های جهانی سرمایه داری

جنبه هائی از یک مسئله

 

 

 

بیانیه مشترک شورای همبستگی زنان

۱۸ اسفند (۸ مارس) روز جهانی زنان زحمتکش و مبارز

اسفند ۱٣۵۸

Textruta: نقد حزب توده

 سیاست حزب توده

 قبل از انقلاب ، بعد از انقلاب

 نقد نظرات

در باره سازمان انقلابی (حزب رنجبران)

در حاشیه سمینار ویسبادن

پاسخی به چند ادعا

Textruta: نقد راه کارگر
Textruta: نقد متقابل سازمان وحدت کمونیستی
و حزب کمونیست ایران

ملاقات سه جانبه با وحدت کمونیستی و

 راه کارگر

گزارش به کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

مباحثی با » حزب کمونیست ایران«

جنگ ایران وعراق و مواضع سازمانهای سیاسی

Textruta: کردستان: یادداشتهائی در باره جنگ مقاومت
کردستان می‌تواند و باید به پایگاهی برای چپ ایران تبدیل شود. 
Textruta: مجموعه مکاتبات
اسناد مکاتبات با سازمان مجاهدین در باره تغییر ایدئولوژی، قبل از تغییر ایدئولوژی و بعد آن.

فریدون ایل بیگی (۱۳۷۹ ـ ‌۱۳۱۷)