Textruta:
Textruta: جنبش زنان
Textruta: تا ریخ ثبت  ۱۷ــ ۰۹ ــ ٢۰۰۹

قانون اساسی، شمشیر چوبین مبارزه

 

فرازهائی از کتاب:

 

قانون اساسی، شمشیر چوبین مبارزه


در اولین روزهای مهر ماه ۱۳۵۷ که این قسمت از پیشگفتار نوشتۀ می شد، این فقط یک "حدس" بود و یک ماه بعد، با پیام ۲۳ ذی العقدۀ ۸۹ (۴ آبان ۵۷ )، شاهد از "غیب" رسید. رهبر جناح [خمینی] با عبارت "سلام اینجانب را به روسای محترم ارتش برسانید"، هرگونه سایۀ شک یا پرده تردید را در این زمینه، کنار زدند. [صفحه ۴۲ ]
[خمینی] بی آنکه هیچگاه قانون اساسی را تأئید کند، رژیم را به تخطی و به تجاوز به آن محکوم می کند. با اینهمه، می دانیم که جناح "رادیکال" عمیقاً با قانون اساسی فعلی ایران ( یا هر قانون اساسی دیگر ) مخالف است. قانون اساسی "حکومت اسلامی"، قرآن است (جناح "رادیکال" با قوانین عرفی هم دشمنی دارد. این خود بحث جداگانه ایست). [صفحه ۵۰ ]
البته جواب رهبر جناح فقط گنگ و مبهم نیست ( اگر کیفیت این "اصلاح" را توضیح می داد خیلی از دیرباوران یا زودباوران روشن می شدند ) بلکه بی ربط هم هست. "امام" اگر دروغ نمی گفت باید چنین جوابی می داد: ما با قانون اساسی فعلی ایران یا هر قانون اساسی دیگر مخالفیم؛ "حکومت اسلامی" نیازی به قانون اساسی ندارد. [صفحه ۵۰]
اما جناح "رادیکال" مذهبی*. این جناح فلسفۀ علمی جالبی دارد که می توان بشرح زیر فرموله اش کرد:
اگر بشود قوانین تکامل تاریخی جامعه را منکر شد ( که ما منکریم ) و اگر شود ( انشاء الله ) چرخ تاریخ را چهارده قرن به عقب برگرداند و اگر امپریالیسم ( به امید خدا یا با وسوسۀ شیطان ) مغز خر خورده باشد، رویای سیدجمال الدین را به ابعاد کوچک تر متحقق خواهیم کرد ( گذشت زمان و واقع بینی سیاسی، میزان توقعات را اجباراً پائین آورده و به جای اتحاد حکومت های اسلامی به استقرار حکومت اسلامی در یک کشور، فعلاً اکتفاء می شود ). [صفحه ۳۹ ]
این جناح، علی رغم عبارت پردازیهای بظاهر رادیکال و انقلابی اش، برای طبقۀ کارگر و سایر زحمتکشان ــ در صورتی که برنامه هایش امکان پیدا کند که در سطح جامعه فعلیت یابد ــ آنچنان خطرناک خواهد بود که می تواند مبارزات رهائی بخش طبقاتی شان را سرکوب کند. بگمان ما پاره ای از مارکسیست ها میزان عظمت خطر را چنان که باید و شاید حس و درک نکرده اند. بسیاری از نیروهای دمکرات و آزادیخواه متوجه نیستند که ضدیت این جناح با قانون اساسی و رژیم سلطنتی نه از یک موضع انقلابی، بلکه از یک موضع فوق ارتجاعی است.
اگر در دهۀ دوم شهریور ماه ۱۳۵۷، این جناح ، بفرض محال، بقدرت می رسید، زندانها و شکنجه گاهها مجددا از کمونیستها پر می شد و صحنه های شلاق زنی از زندانها به خیابانها کشانده می شد. این جناح پس از استقرار و استحکام پایه های قدرتش سرنوشتی برای زحمتکشان تدارک می دید که اگر نه بدتر، بهتر از وضعیتی که قدرت حاکم امروز برایشان فراهم کرده است نمی بود*. رهبر جناح "رادیکال" در مصاحبه با بخش فارسی رادیوی بی. بی. سی (در ۱۷ اکتبر ۷۸) اظهار داشت که اگر کمونیستها "براه راست" بر گشتند ما با آنها کاری نداریم ولی اگر خواستند "خیانت" کنند ما با آنها رفتار دیگری خواهیم کرد. [صفحه ۳۹ ــ ۴۱ ]
چند نمونه ای که در آغاز این یادداشت آوردیم نمونه هائی از شواهد عینی بود که مردم از نزدیک با آنها مواجه بوده اند. اینها که هنوز به قدرت نرسیده و با دشمن قوی پنجه ای دارند مبارزه می کنند این چنین اند، وای بروزی که به قدرت برسند. چه دماری از مردم ــ و نه فقط زحمتکشان و سرکوب مبارزۀ طبقاتی شان، بلکه هر بنی بشری که با عقاید خرافی و برنامه های فوق ارتجاعی شان مخالفت کند ــ در خواهند آورد. آیا فاشیسم پهلوی جای خود را به فاشیسم مذهبی نخواهد داد؟ [صفحه ۷۹ ]
اما جناح رادیکال مذهب، از نظام فئودالی هرچه به پیش بیائیم به هر رژیمی که تصورش را بکنید، دشمنی خونین دارد ( این نکتۀ بسیار مهم را در رابطه با این جناح هیچگاه نباید از خاطر دور کرد: سرآغاز مبارزۀ ضد رژیمی این جناح از بهمن ۱۳۴۱ یعنی دقیقاً مصادف با اصول شش گانۀ شاه خصوصاً اصلاحات ارضی و آزادی زنان می باشد ): جناح رادیکال مذهب، با رژیم سرمایه داری وابسته به امپریالیسم شاه مخالف است، باهر نوع "حکومت ملی" یا بورژوازئی ( سرمایه داری کمتر وابسته یا غیروابسته) مخالف است، با یک جمهوری چپ ( غیرکمونیست ) مخالف است. از نظام سوسیالیستی یا کمونیستی اصلاً صحبت نباید کرد و ما با خصومت هیستریک این جناح با چنین نظامی بخوبی آشنائی داریم. و بیهوده نیست که ما در این نوشته، مواضع "ضد رژیمی" و "ضد امپریالیستی" این جناح را مواضع فوق ارتجاعی خوانده ایم.
این جناح در صحنۀ مبارزۀ ایران شرایط بسیار حساس و ظریف و دشواری را بوجود آورده است که اگر کمونیستها و نیروهای آگاه جامعه با هشیاری با آن برخورد نکنند، زیان های بسیاری ببار خواهد آورد. این شرایط بسیار حساس و ظریف و دشوار، دو جنبۀ متفاوت دارد: از یک طرف، حمایت بی قید و شرط از این جناح، کمک به پراکندن این توهم است که گویا این جناح مواضع انقلابی و یا حداقل مترقی دارد و نتیجۀ این کار، تحمیق توده ها و خیانت به خلق است، از طرف دیگر، مثبت ندانستن جنبه هائی از مبارزۀ ضد رژیمی این جناح ــ با علم به اهداف و برنامه های فوق ارتجاعی آن ــ و بهره برداری نکردن آگاهانه از آن جنبه ها، چپ روی و بنوعی کمک به ادامه حیات رژیم حاکم است. در موقعیتی این چنین دشوار و حساس، به عقیدۀ ما ضمن اینکه باید از خصلت ضد رژیمی این جناح ( برای سرنگونی رژیم وابستۀ شاه) بشدت دفاع کنیم، در عین حال باید موضع و ماهیت فوق ارتجاعی این جناح را ( برای آگاهی دادن به توده ها )، با صراحت و شدت افشاء نمائیم. کمونیستها و نیروهای آگاه جامعه باید این دو جنبه از یک مسئله را از همین امروز تواماً در نظر داشته باشند. و اهمیت هر یک از این دو جنبه کمتر از دیگری نیست. [صفحه ۷۵ ]
ما بر خلاف کسانی که بروی کاغذ مارکسیست اند و نه در تحلیل ... معتقدیم که اگر همین امروز، در این لحظات بسیار حساس از تاریخ کشور ما، بر علیه این جناح [خمینی] موضع نگیریم و ماهیت واقعی آن را افشاء نکنیم به جنبش خلق و طبقه کارگر خیانت کرده ایم . وظیفه امروز ما افشاء کردن ماهیت ضد پرولتری و فوق ارتجاعی این جناح است نه اتحاد خاموش با آن. بیان حقیقت امروز دشوار است و خیلی ها را شوکه خواهد کرد و حداقل به تاسف وا خواهد داشت و فردا ، هیچ کاری از ارائه "تحلیل های علمی " و انتقاد از خود ، ساده تر نخواهد بود". [صفحه ۴۳] } ( تاکید از متن آن کتاب، کروشه از آرشیو است)
***
نوشته بالا قسمت هائی از کتاب " قانون اساسی، شمشیر چوبین مبارزه" است ،برای رجوع به کتاب " قانون اساسی، شمشیر چوبین مبارزه"

انقلاب سوسیالیستی اولین انقلاب در تاریخ جهان است که پس از انکشاف سرمایه‌داری، بر مبنای آگاهی طبقه استثمار شونده نسبت به وضع خود و شناخت او از کلیات نظام آینده (دانش سوسیالیستی) و بدست طبقه استثمار شونده برای از بین بردن عدم تجانس رشد نیروهای مولده و مناسبات تولیدی انجام می‌گیرد و منجر به سیادت طبقه استثمار شونده می‌شود تا بتواند آن روابط تولیدی ‌(و اجتماعی) را که خواست طبقاتی او و ضرورت تاریخ است مستقر کند. اینها، این مشخصه‌های انقلاب سوسیالیستی، همه گویای آنند که ما با پدیده‌ای از همه جهت نوین ــ یک جهش کیفی در خود مفهوم انقلاب ــ روبرو هستیم. جهش دیالکتیکی، خود را در مفهوم انقلاب نیز نشان می‌دهد و چه چیزی طبیعی‌تر از این؛ پرولتاریا اولین طبقه تحت استثماری است که آگاهانه انقلاب می‌کند؛ که میداند که چه نمی‌خواهد و می‌داند که چه می‌خواهد. و از این جاست نقش عظیم و استثنائی آگاهی ــ علم ــ در انقلاب سوسیالیستی و از این جا است این حقیقت که بدون دخالت آگاهی سوسیالیستی، انقلاب سوسیالیستی بوقوع نخواهد پیوست."

Textruta: آثار منتشره
Textruta: نـــقــد و نـــظــرات

... ما با اندیشۀ دگماتیک در مورد جهان فردا پیش انگاری نمی‌کنیم؛ بلکه برعکس، ما جهان نوین را تنها در پس انتقاد از جهان کهن خواهیم یافت .... اگر ساختن آینده و ترسیم نقشه‌های قطعی سرمدی کار ماست، در مقابل، آن چه را اینک باید بدان واقعیت بخشیم بهتر می‌شناسیم. منظورم انتقاد رادیکال از هر انتظام موجود است؛ رادیکال به این معنا که چنین انتقادی نه از نتایج خویش و نه از درگیری با قدرت‌های مستقر واهمه‌ئی ندارد.

مارکس ــ سپتامبر ۱۸۴۳

پرو سه تجانس

مباحث مربوط به

تبادل نظر بین سازمان چریک های فدائی خلق ایران و گروه اتحاد کمونیستی .

فایل صوتی مذاکرات سازمان چریکهای فدائی خلق(حمید اشرف) و مجاهدین خلق م ل (تقی شهرام) در همین بارۀ.

انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین:

روانشناسی اجتماعی توتالیتاریسم و مذهب

 

مهمانی اشباح

و بدینگونه مراسم تحلیف مجاهدین در برابر رهبری نوین در فضائی چندش آور، وهم انگیز و هراسناک و در میان اندوه و گریه حاضران به پایان خود نزدیک می شود. پیر زن و پیر مردانی که پس از چهل و پنج سال دنبال این کارها رفتن ، یک شبه متوجه شده اند تمام کارها حساب شده بوده و از کامپیوتر دقیق تر، تازه دارای مسئول شده اند ، زنانی که منتظره صدور فرمان رهبری برای آتش زدن خود و طفل بدنیا نیامده شان هستند، مردانی که در انتظار شرکت در عملیات انتحاری اند، دختران و پسرانی که با افتخار اعلام می کنند که از فردیت خویش در گذشته اند. شاعران مجاهد بجای صله ، مرهم طلب می کنند و فیلسوفان مجاهد در کار تفسیر جهان و هم آلود مقابل خود به حیرت نشسته اند، و کسی مشغول به آتش کشیدن کتاب های مانس اشپربر و هانا آرنت است، ساواکی ها و ماموران اطلاعاتی رژیم خمینی که گویا از سال قبل نیز در امور اطلاعات دست اندرکار بوده اند در حالی که قلب و روح شان تکان بزرگ ی خورده است، همه و همه مراسم تحلیف را بجای آورده اند و مهمانی را تا انقلاب بعدی ترک می گویند.

اندیشه رهائی شماره ۵

 

دی ۱۳۶۴

 نشریه رهائی زن

مساله ی زن و جنبش مستقل زنان

نقدی بر دیدگاه رایج چپ

مبارزه طبقاتی و مسئله زن

بسیاری از نیروهای چپ، مبارزات دمکراتیک زنان را نوعی مبارزه بورژوائی تفسیر نموده و از حمایت آن خوداری مینمایند.

کارنامه جمهوری اسلامی در مورد زنان

تا اسفند ۱۳۵۹

متن زیر بخشهایی از کارنامه جمهوری اسلامی در مورد زنان است که توسط انجمن رهائی زن به مناسبت ۱۷ اسفند روز جهانی زن جمع آوری شده است و بخوبی نمایانگر اقدامات رژیم در سرکوبی و نفی حقوق زنان طی دو سال گذشته می باشد .... انجمن رهائی زن در این باره نوشته است : تمام موارد زیر نقل از مطبوعات بوده و آنها را بجز موارد معدودی، به تفسیر نقل میکنیم. مطالب آنقدر گویا هستند که احتیاج به تفسیر ندارد.

اندر حرمت زن در اسلام

تعدد زوجات و صیغه

شیوه تولید آسیائی

قانون اساسی یا شمشیر چوبین مبارزه

نقد و بررسی قیام ۵۷ به هنگام وقوع و توهم تاریخی نیروهای چپ و آزادیخواه به رهبران مذهبی .

تاریخ نگارش: مهر و آبان ۱۳۵۷

تاریخ انتشار: آذر ۱۳۵۷

۲ ــ توجه به ماهیت واقعی طبقاتی رهبری جناحهای درگیر در مبارزه (چه مذهبی و چه غیر مذهبی)، نه به موضعگیری‌های مصلحتی و رنگ پذیری‌های موسمی آن.

آنچه در یک تحلیل علمی اهمیت دارد این است که از ورای شعارهای انقلابی، مواضع رادیکال، رنگ پذیری‌های موسمی، تغییر پذیری های مصلحتی و تنوع شیوه‌های تاکتیکی، از طریق تعمیق در جهان بینی و توجه دقیق در پراتیک و عملکرد یک فرد یا یک گروه، ماهیت واقعیت موضع طبقاتی و اهداف استراتژیک آن فرد یا گروه شناخته و شناسانده شود. این کار با متوقف نشدن در سطح و با کنار زدن پوسته ها، مقدور خواهد بود. برخورد ما در نوشتۀ حاضر با جناحهای درگیر در مبارزۀ کنونی (چه مذهبی و چه غیرمذهبی) یک برخورد علمی و متکی به پیشروترین و انقلابی ترین جهان بینی هاست و از این نظر، امروز "نه" ها و فردا "آری" های آنها و بالعکس، شکافی در آن بوجود نمی‌آورد. جناحهای درگیر در مبارزۀ (جناح رادیکال مذهب، کمتر و جناحهای دیگر مذهبی و غیرمذهبی، بیشتر) هر قدر که بخواهند می توانند رنگ بگیرند و رنگ ببازند و یا به نوع متفاوتی جلوه گر شوند. آن چه در این میان، رنگ ناپذیر و تغییر ناپذیر می ماند، ماهیت واقعی و موضع طبقاتی آنهاست. در این نوشته آن چه دقیقاً مورد توجۀ ما قرار داشت، ماهیت واقعی و موضع طبقاتی آنهاست، نه رنگ پذیری موسمی و موضع گیری های مصلحتی آنها . خواننده اگر از این نقطه حرکت کند، هیچ جا (حتی در آنجائی که توضیح اضافی را زائد تشخیص دادایم) تضاد یا "شکافی" در تحلیل ما از موضع واقعی این جناح ها ــ با آن چه که امروز می گویند یا فردا خواهند گفت ــ نخواهد یافت. (صفحه ۸)